تبليغاتX
..............................................................................................نظر یادتون نره ............................................................................................................................





Powered by WebGozar

موضوع وبلاگ : همه جوره (نظر یادتون نره)
من و همسرم يك زندگي عاشقانه داريم زيرا...
    
    1 - براي همديگر وقت صرف مي‌كنيم‌.
    2 - به همه مي‌گويم كه دوستش دارم‌.
    3 - براي قدرداني از محبت‌هايش‌، نامة عاشقانه‌اي برايش مي‌نويسم‌.
    4 - در جمع از او تعريف مي‌كنم‌.
    5 - وقتي غمگين است سعي مي‌كنم ناراحتي‌اش را بفهمم و او را درك كنم‌.
   
 6 - هميشه در اتفاقات خوب و مهم زندگي او را سهيم مي‌كنم قبل از اين كه ديگران چيزي بدانند.
    7 - در همه مراحل زندگي باهم برنامه ريزي مي‌كنيم‌.
    8 - همواره مراقبش هستم و به نيازهايش توجه خاصي نشان مي‌دهم‌.
    9 - آرامش را در همه حال حفظ مي‌كنم‌.
    10 - باورهايم را نسبت به او همواره حفظ مي‌كنم‌.
 
   11 - پس از به پايان رسيدن روزهاي پرتحرك‌، شب‌ها همه چيز را برايش تعريف مي‌كنم‌.
    12 - اولين كسي هستم كه تولدش را تبريك مي‌گويم‌.
    13 - به كارهايي كه برايم انجام مي‌دهد توجه مي‌كنم و قدردان محبت‌هاي او هستم‌.
    14 - ازدواجمان را از موهبت‌هاي الهي مي‌دانم‌. 
    15 - براي سلامتي‌اش صدقه مي‌دهم‌.
 
   16 - در يك مكان يادداشتي محبت‌آميز برايش پنهان مي‌كنم و او را راهنمايي مي‌كنم تا پيدايش كند.
    17 - در همه لحظات زندگي با گذشت رفتار مي‌كنم‌.
    18 - سعي مي‌كنم كه هميشه سرزنده و شوخ طبع باشم‌.
    19 - كارهايي كه نشان دهندة محبتم نسبت به اوست برايش انجام مي‌دهم‌.
    20 - هرگاه از او خيلي عصباني هستم به نكات مثبتش هم فكر مي‌كنم‌.
    21 - اگر احساس كنم از وسايل شخصي‌اش چيزي كم دارد ولي خودش نمي‌خرد، حتماً برايش تهيه مي‌كنم‌.
    22 - همه هدايايي را كه به من داده است‌، از صميم قلب دوست دارم‌.
    23 - هميشه دل آرام يكديگر هستيم.‌
+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 23:55 |
ferasferas                                
+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 23:55 |

بعضي وقتا پيش مياد كه يه شوهر به زنش شك ميكنه حالا ميخوايم

اين شك رو به روشهاي مختلف واسه شما تشريح كنيم:

من بهت شک دارم....!

به روش اراذلي يا جواتي
مرد : صد بار نگفتم وقتي من نيسم نرو بيرون ! ها‌ ؟؟
زن : غلط كردم ! گه خوردم ! توروخدا نزن ...
مرد : چرا تيليفون همش اشغاله ؟! با كي لاس ميزني عوضي ؟
زن : به خدا اگه اين تلفن نباشه از تنهايي دق ميكنم .
مرد : به چپم كه دق ميكني ! خودت بميري بيتره ! خونتم نميوفته گردن ما
زن : خداااااااااااااا ! منو بكش راحتم كن
مرد : از صب تا شب جون ميكنم كه يه لقمه نون بيارم تو اين خونه ! نميشه يه شب  نشاشي تو اعصاب ما ؟؟!! ها نميشه ؟
زن : به خدا ديگه نميتونم ... ديگه بسه ... ميرم خونه بابام .
مرد : اي شاشيدم تو صفحه اول شناسنامه بابات ... هرررررررررررررري

 

به روش رشتي - ته غيرت
مرد : خانوم جان ببخشيدا ! عذر ميخواما ! شما ديشب تا حالا كجا بودين ؟
زن : خونه عفاف ! مشكليه ؟
مرد : نه خانوم جان خيليم خوبه ! بالاخره شما هم استخدام دولت شدي ؟!
زن : ببينم كسي به من زنگ نزد !؟
مرد : عباس آقا چند بار زنگ زد ! گفتم نيستي ! كلي فوش داد بهت .
زن : بابا جون يكم هم زحمت بكش يه كاري دستو پا كن واسه خودت .
مرد : خانوم جان هر چي شما بگي ! اصلا اگه شما بخواي شبا تو كوچه ميخوابم ...
زن : لوس نكن خودتو حالا ! پاشو اون ?? كيلو كون رو تكون بده يه چايي ور دار بيار .
مرد : چشم خانوم جان ! ميخواي دو تا بيارم اصلا ؟
زن : راستي ببين امشب ساعت ? قرار دارم اون شورت گول گوليمو شستي؟
مرد : حانوم جان جسارته ها ! فضوليه ! با كي قرار دارين ؟
زن : با عباس اقا ! به تو ربطي داره ؟
مرد : آها خانوم جان خيالم راحت شد ! منو عباس آقا نداريم كه ...
زن : ولي خودمونيما دماغت خيلي ضايست .
مرد : چي ؟! چي ؟! دماغ من ؟! توهين ميكني ؟! دماغ مسئله ناموسي نيست كه بشه بهمين راحتي ازش گذشت ! اصلا خانوم جان من ميرم خونه ننم .
زن : به سلامت ! عباس از تو كمد بيا بيرون

 

به روش تركي - نمنه
مرد : فكر كردي من نميدانم ؟! فكر كردي من خرم ؟! شعور دارم ؟
- زن : ببين من هيچ گونه بيگناهم ! كاري نكردم ...
مرد : آخه من بدون بي دليل كه بهت گير نميدم ! ميدم ؟
زن : اونشو من نميدونم ! فقط اينو بگم كه من به تو وفادارم .
مرد : الله اكبر ! خود درخت كرم ميريزه ها ! خجالت بكش زن .
زن : اگه باورت نميشه خوب طلاقم بده .
مرد : بيبن كشيدن تو به دادگاه واسه من مثل كشيدن مو از ماسته !
زن : من به اين چيزاش هيچ كاري بيلميرم .
مرد : اي پوخ گويوم سوزون آقزووا ...
زن : سيكتير بابا

 

به روش سوسولي - ايشش
مرد : چرا انقد دير كردي ؟ دلم هزار را رفت ! آرايشگاه نبودي مگه ؟
زن : اوا اين چه سواليه ؟ خب معلومه آرايشگاه بودم ! مگه به من شك داري ؟
مرد : چه حرفا ميزني !! من به تو بيشتر از خودم اعتماد دارم !
زن : آخه ميدوني چي شد ؟ از آرايشگاه تا خونه پياده اومدم كه آرايشم خراب نشه ...
مرد : اوا خوب كردي ! انقد نگران شدم ! فكر كنم فشارم افتاده پايين ؟!
زن : آخ بميرم الهي ! تو راه كه ميومدم يه چند تا از اين عوضياي جلف لجن بهم تيكه انداختن منم جوابشونو ندادم ..
مرد : خوب كاري كردي ! از اين آدما خيلي زياد شده ! فقط بلدن جلف بازي در بيارن .
زن : حالا تو خودتو خيلي ناراحت نكن بچت ميوفته .
مرد : اوا خيلي بدي تو......

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 23:54 |

زندگی نامه ی دی جی علی گیتور از زبان خودش
اینم خلاصه زندگی علی گیتور از 10 سالگی تا حالا
توجه : تمام مطالب رو خود دی جی علی گیتور عزیز در مصاحبه با شبکه تپش (pdc ) گفته :
اسم من علی مواساط هست به همین دلیل اسممو دی جی علی گیتور گذاشتیم (علی گیتور یعنی سوسمار) 29 سالمه و در
۱۰ مارس ۱۹۷۵ در تهران متولد شدم.
لنز پیشنهاد اسپانسرم بود که با این لنزها چشمهای من شبیه به سوسمار بشه!!!
تو یازده سالگی تو عروسی ها مجلس گرمی میکردم.
تو 13 سالگی از ایران خارج شدم و به دانمارک رفتم ، بعد چند سالی کلاس پیانو رفتم و بعد از تموم شدن دبیرستان به دانشگاه موسیقی رفتم و بعد از اون هم دکترا موزیک (رهبری) رو گرفتم.
من هم آهنگسازم و هم دی جی و رهبری گروه رو هم دارم.

در موقعی که تو دانشگاه بودم یه اتاق کوچیک دانشگاهی داشتم و درآمدم خیلی کم بود و چند تا دستگاه خریدم که توی همون اتاقم بود و من یادم بعضی موقه ها زیر همون دستگاها (میکس ) میخوابیدم (چون جا نبود تو اقاقم) بعد با همین در آمد کم با این که دانشگاه میرفتم 3 تا کار داشتم که پولم برسه بتونم پول این دستگاها رو بدم.

خلاصه با یکی از دوستام صحبت کردم و اون گفت یه دیسکو میشناسم که یه دی جی لازم داره به من گفت اگه درآمدت کمه میتونی اینجوری بیای پول در بیاری!!! خلاصه به علاوه ی کارهایی که داشتم ، جمعه ها و شنبه ها به این دیسکو میرفتم و اونجا دی جی بودم.بعد یواش یواش علاقم به آهنگهای دیسکویی و تکنو و کلوپی زیاد شد .
البته من خودم به آهنگهای ایرانی علاقه دارم ولی دوست داشتم از همون اول بیام در میون اینا و در موزیک خودشون دوست داشتم که بزنم بالا که شکر خدا همین اتفاق هم افتاد ، سال پيش هم به من جایزه ای دادن از طرف دانمارک بخاطر بهترین آهنگساز اونجا و بهترین دی جی اروپا ، و همین الان هم خواننده های بزرگ اروپا دارن زنگ میزنم و از من میخوان براشون آهنگ بسازن!!!!!!!!

من 15 سال تو دانمارک بودم وسال پیش از دانمارک اومدم بیرون و الان هم 5/2 هست که در جنوب سوئد هستم؟؟!!؟؟!!؟؟
سوال و جواب از دی جی علی گیتور
فکر میکردی این آهنگها اینقدر در ایران سروصدا کنه و مردم بدون اینکه بدونن تو یک ایرانی هستی اینجوری با این آهنگها رابطه برقرار کنن؟

اصلا، هیچ وقت و من خیلی خوشحالم . البته خیلی ها اول فکر میکردن که من عرب هستم چون توی آلبوم اولم که آهنگ عربی درست کرده بودم و میکسش کرده بودم به یه آهنگ تکنو و بعضی ها هم فکر میکردن من هندی هستم. ولی من یک ایرانی هستم و به این افتخار میکردم و هیچ وقت فکر نمی کردم این آهنکها داخل ایران و خاورمیانه گل کن.
تا حالا به این فکر کردی که یه آهنگ عربی درست کنی با ریتم تنپو و تکنو؟

بله ، من الان دارم آلبوم سومم رو درست میکنم و در آخر کار آلبوم سومم هستم و در یکی از این آهنگها فارسی توش خونده شده و من اولین بار اینو تو دوبی که سال پیش رفته بودم اجرا کردم و ملت خیلی خیلی خوششون اومد که این آهنگ میاد توی آلبوم سوم من.
اسمش چیه؟
Music Is My Language
خودت فارسی شو خوندی؟
نه ، یه آقایی هستن که خواننده ی ایرانی هستن و آلبوم خودشونم یواش یواش داره میاد ، که یعنی من با این آهنگ خودم این آقا رو دارم معرفی میکنم ، در واقع ایشون فارسی شو میخوانه و من انگلیسی شو.
آلبوم سومت کی میاد بیرون؟
آلبوم سوم داره تموم فکر کنم که 2 ماه دیگه بیاد بیرون و دلیل اینکه آلبوم سومم اینقدر طول کشیده یعنی من 2 سال روی این آهنگها کار کردم به خاطر این بود که داشتم برای یه سری ار خواننده های انگلیسی ، سوئدی ، آمریکایی آهنگ درست میکردم.
فکر اومدن به آمریکا رو داری؟
من خیلی دوست دارم بیام آمریکا که سرم خلوت تر شه من میام.
تو که از دوازده سیزده سالگی از ایران اومدی بیرون چطوری خوب فارسی صحبت میکنی؟؟؟
من یه خواهر بزرگ دارم که در دانمارک زندگی میکنه ، و دو تا خواهر و یه برادر دیگه دارم که در آلمان زندگی میکنن و چون دوست فارسی زبان هم نداشتم تنها کسی که من باهاشون فارسی صحبت میکردم همین خواهر و برادم بودن و یه چیزی برای من خیلی مهم بود که آدم هر چی میخود باشه ( ملیونر باشه و...) نباید فراموش کنه که از کجا اومده و هر وقت که با خواهرام و برادرم حرف میزدم برای من یه تمرین بود که فارسی رو از یاد نبرم.
الان جایی برنامه اجرا می کنی؟
بله من به تازگی در روسیه ، مسکو برنامه داشتم و به طور کلی کنسرتهای من در اروپا هست.
این ریش و سیبیل رو همیشه همین طوری نگه میداری؟
آره دیگه من یاد گرفتم صبهای زود که از خواب پا میشم نباید ریش و سیبیلمو بزنم اگه بزنم خراب میشه. به هر حال آدم با ید نیم ساعت / یه ساعتی روش کار بزاره دیگه.
من شنیدم دفعه ی قبل که تو دوبی کنسرت داشتی فارسی صحبت کردی و سالن منفجر شده؟

یه آقایی که مسئولیت کنسرت رو به عهده داشت به من گفت که میدونی چقدر ایرانی امشب میان ، گفتم نه به خدا ، گفت هر هواپیمایی که از تهران اومده دوبی همه بچه های ایرانی هستن که از تهران اومدن اینجا و بیشترینشون هم نمی ودونن که تو یه ایرانی هستی ، من خوشحال شدم و تصمیم گرفتم تا ایناره سورپرایز کنم بعد وسط کار موسیقی رو Stop کردم و به اینگلیسی گفتم اینجا ایرانی هست همه ی دستها رفت بالا و دفعه ی دوم هم این سوال رو کردم و لباسم رو در آوردم و روی لباس زیری من نوشته شده بود ایران که خیلی مرددم خشححال شدن ولی اونجا هم هنوز مردم نمی دونستن که من میتونم فارسی صحبت کنم. خلاصه دوباره کنسرت رو ادامه دادیم و کنسرتم تموم شد دوباره صدا رو Stop کردیم و اول برای کسانی که انگلیسی بودم و اومده بودم به انگلیسی گفتم دیگه میخوام یه چند کلمه ای حرف بزنم. و وقتی که من ( به فارسی ) گفتم سلام به همه ی بچه های ایرانی که امشب تشریف آوردن دیگه شما باید استدیو رو میدیدین یعنی اگه اون استدیو سقف داشت سقفش میومد پایین . که بعضی ها شروع کردن به گریه کردن که من اشک اوناره دیدم اشک تو چشمام جمع شد و خودم برای اولین بار رو صحنه اشکم در اومد . و این دفعه ی اولی بود برای من که 80 در صد از تماشا چیا ایرانی بودن.

+ نوشته شده توسط محمد در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 23:23 |